تبليغاتX
الله شناسی


الله شناسی

انسان هیچ کاری مهم تر از خود سازی ندارد(حضرت علی علیه السلام) ‍






درباره وبلاگ

(خدایا...... غیر از تو کسی ندارم)

زنده دلا مرده دانی که کیست

انکه ندارد به خدا اشتغال

اما:
علامه حسن زاده می فرماید:
به اندازه نیستی تو هستی حق متجلی می شود

یعنی:

تا تو پیدایی خدا باشد نهان
تو نهان شو تا که حق گردد عیان

چون بر افتد از جمال او نقاب
از پس هر ذره تابد افتاب
‍‍



مطالب تازه
شعری از علامه
بدون شرح
انسان دور از مقامات شهودی از نگاه علامه حسن زاده املی(بیت108تا130 .فصل11.دفتر دل)
حدیث نفس
فصل11دفتر دل
دفتر دل شمس تبریزی من
جلسه درس اخلاق حضرت آیت الله جوادی آملی 89/7/1
برای مطالعه کتب اخلاقی روی ان کلیک فرمایید
دیوان اشعار(علامه حسن زاده)
دستور الهی برای بیداری شب
راه کسب معرفت نفس از دیدگاه ملا صدرا


آرشيو وبلاگ
هفته چهارم تیر 1390
هفته دوم آبان 1389
هفته چهارم مهر 1389
هفته سوم مهر 1389
هفته دوم مهر 1389
هفته اوّل تیر 1389
هفته چهارم خرداد 1389
هفته چهارم اردیبهشت 1389
هفته سوم اردیبهشت 1389
هفته دوم اردیبهشت 1389
هفته اوّل اردیبهشت 1389
هفته چهارم فروردین 1389
هفته سوم فروردین 1389
هفته دوم فروردین 1389
هفته سوم اسفند 1388
هفته دوم اسفند 1388
هفته اوّل اسفند 1388
هفته چهارم بهمن 1388
هفته سوم بهمن 1388
هفته دوم بهمن 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
آرشيو


لينكستان
سایت ایت الله جوادی املی
دکتر حسین الهی قمشه ای
علم و عرفان
در محضر علامه
حامل اسرار
علامه حسن زاده
تجلی اعظم
علامه دهر
تجلی ملکوت
دروس هیئت
عشق مختص اوست
ذوالفنون
شجره طیبه
صالح مزیدی
تحقیق پیرامون عرفان اسلام
انجمن محبان ایت الله صمدی
ریحانه
الضحی
ابوالفضائل
سمت خدا
بیکرانه وجود




نوشته شده در یکشنبه 26 تیر1390 ساعت 12:20 توسط سید محمد
ای پیک کوی قدسیان از من بگو جانانه را

کای شمع بزم عاشقان رحمی مر این پروانه را

درد مرا درمان کنددشوار من آسان کند

هرچه که خواهد آن کند حکم است ان فرزانه را

ای ساقی بزم الست ای کهنه رند می پرست

از ساغری میدار مست این سرخوش پیمانه را

بیتابم از درد فراق طاقت ز من گردیده طاق

ای دوستان یکدله دیگر زمن شد حوصله

کو سلسله کو سلسله بندید این دیوانه را

تا کی رسد روز تلاق بینم رخ جانانه را

انچه که اندر دل بود اظهار ان مشکل بود

دردم همه از دل بودسری است این کاشانه را

لطف الهی یار شد بیگانه ای غم خوار شد

خوابیده ای بیدار شد رحمت مر ان بیگانه را

بیگانه ای بس آشنادل داده ای مست خدا

عیسی دمی مشکل گشا گویم چه آن در دانه را

فانی در توحید بود تا بنده چون خورشید بود

درگاه او امید بود آبادی ویرانه را

نجمش به سیر مستقیم در اوج وحدت شد مقیم

از کثرتش دیگر چه بیم کوتاه کن افسانه را

 

 

 



نوشته شده در سه شنبه 11 آبان1389 ساعت 15:41 توسط سید محمد
با بد گهر روزگار مبر

نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر1389 ساعت 8:44 توسط سید محمد
علوم اصطلاحى نعمت اوست ولى بى سوز عشقش نقمت اوست
ترا انبار الفاظ و عبارات چه حاصل ميدهد غير خسارات
چو نبود نور علم يقذف الله چه انبارى زالفاظ و چه از كاه
نه بلكه نزد مردان دل آگاه بقدر و قيمت افزونى است با كاه
يكى را گفته اند در علم منحط گرفتارى به اقوى بود و احوط
چو عارى بود از حليت تقوى همى بردين حق ميداد فتوى
نه اهل دين و نه مرد عمل بود اسير نفسش آن ديود غل بود
كلام حضرت پروردگار است مثله كمثل الحمار است
زگفتارم مباش ايخواجه دلريش برو در خلوتى در خود بينيدش
ترا تا وسوسه اندر نهاد است هر انچه كشته اى در دست بادات
قياسات توهم يكسر عقيم است چرا كه اهر من با تو نديم است
به حرمان درونی و برونی                                 
به ندمانبرونی و درونی
نديمان تو باشد رهزنانت كه بسته ره زآب و ره زنانت
بسى فعل تو در محراب و منبر براى قرب جهال است يكسر
عوامت كرده بيچاره زبخ بخ ازين بخ بخ ترا گرم مطبخ ‌
ترا از مطبخ گرمت چه عارى كه در باطن خود آكل نارى
گل اندامى و جانت گند نازار زبوى گند ناخليق در آزار
بكن از بيخ و از بن گند ما را مربخان اينهمه خلق خدا را
زنفس شومت اى حراف كربز به لمز و همز و غمزى و تنابز
گمانت اينكه با حرج عبارات به كر و فرو ايماء و اشارات
سوار فرفتى و براقى ورم كردى و پندارى كه چاقى
مر اين نخوت ترا داء اعضال است علاجش خر بمرگ تو محال است
هدر آخواجه از كبر و ريائى گدايى كن كه يابى كبريائى


نوشته شده در یکشنبه 25 مهر1389 ساعت 16:8 توسط سید محمد
بدبسی کردی نکو  پنداشتی
هیچ جای اشتی نگذاشتی


نوشته شده در چهارشنبه 21 مهر1389 ساعت 9:25 توسط سید محمد
           ترا    تا   وسوسه   اندر  نهاد   است

           هر انچه كشته اى در دست باداست



نوشته شده در دوشنبه 12 مهر1389 ساعت 19:8 توسط سید محمد
 

                                               

چه باشد مشربم يعقوبى ايدوست كه نيش و نوش آن هر دو چه نيكوست
مر آن مشرب مرا آورده در راه كه اشكو بثّى و حزنى الى الله
ز مردم تا گران جانى بديدم به القاءات سبوحى رسيدم
هر آن زخمى كه ديدم از زمانه براى فيض حق بودى بهانه
ز ادبار و ز اقبال خلائق نديدم جز محبتهاى خالق
هر آن چيزى تو را كز آن گزند است براى اهل دل آن دلپسند است
بَدان را هست بر ما حق بسيار چو حق مردم پاكيزه كردار
بسى در جزر و مد روزگار بَدان را ديده ام آموزگارم
مرا استاد كامل كرد آگاه كه التوحيد اءن تنسى سوى الله


نوشته شده در دوشنبه 12 مهر1389 ساعت 19:3 توسط سید محمد

حضرت آيت‌الله العظمي جوادي آملي در درس اخلاق خود که پنج شنبه در محل بنياد بين‌المللي علوم وحياني اسراء برگزار شد، فرمودند: مشكل جامعه ما كمبود علم و قانون نيست، بلكه مشكل در عدم پايبندي به اخلاق است.



نوشته شده در یکشنبه 6 تیر1389 ساعت 18:18 توسط سید محمد
  • عين الحيات (( مولف : علامه محمدباقر مجلسي(ره) ))
  • الخصال الممدوحه و المذمومه (صفات پسنديده و نكوهيده) (( مولف : محمد بن على بن بابويه (شيخ صدوق) ))
  • مفتاح الفلاح (( مولف : شيخ بهايى رحمة الله عليه ))
  • ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) (( مولف : سيد بن طاووس ))
  • آداب راز ونياز به درگاه بى نياز ( با ترجمه عدة الداعى و نجاح الساعى ابن فهد حلى (ره ) همراه با شرح اسماء الله )(( ترجمه و تحشيه :محمد حسين نائيجى نورى ))
  • شهابُ الحكمة(در آداب و اخلاق و حكمت عملي)(( مؤلف : شيخ شرف الدين يحيى المفتى البحرانى ))
  • زندگى در پرتو اخلاق (ذكر الله)(( مؤلف : شهيد سيد عبد محمد تقوى ))
  • آداب و مستحبات نماز(( مؤلف : عباس عزيزى ))
  • مجالس شوشترى(( مؤلف : مرحوم علامه شيخ جعفر شوشترى ))
  • آيين زندگي از ديدگاه امام رضا(ع)(( مؤلف :محسن كتابچى ))
  • نيش و نوش ((نقش زبان در نيك بختى و بدبختى انسان ))(( مؤلف :شكيبا سادات جوهرى ))
  • آسان ترين راه براي سير سلوک(( مؤلف : مرحوم خواجه نصيرالدين طوسي ))
  • آيين زندگي و درسهاي اخلاق اسلامي(( مؤلف : مرحوم حاج شيخ جواد تهراني ))
  • نماز شب يا تهجد(( مؤلف : موسى خسروى ))
  • سجاده عشق در فضيلت نماز شب(( مؤلف : محمدمهدى عليقلى ))
  • اخلاق اسلامى جلد 3(( مؤلف : على تهرانى ))
  • انسان كامل و (معرفت امام و امامت)(( مؤلف : سيد على طباطبائى ))
  • حيات عارفانه فرزانگان(( مؤلف : حسن صدرى مازندرانى ))
  • مكافات عمل(( مؤلف : سيد محمد رضى رضوى ))
  • اخلاق معاشرت(( مؤلف : جواد محدثى ))
  • صراط حميد (دستور العمل هاى اخلاقى و عرفانى)(( مؤلف : حميد كامران ماورديانى))
  • كاوشى نو در: اخلاق اسلامى و شوؤن حكمت عملى ج 1(( مؤلف : آية الله حسين مظاهري))
  • استقامت (( مؤلف : آية الله سيد رضا صدر))
  • حسد (( مؤلف : آية الله سيد رضا صدر))
  • دروغ (( مؤلف : آية الله سيد رضا صدر))
  • دفتر اول آداب زندگى اسلامى (ترجمه فارسى مكارم الاخلاق) (( مؤلف : حسن بن فضل بن حسن طبرسى))
  • ملكوت اخلاق (( مؤلف : سيد حسين اسحاقى))
  • با سالکان وادي نور (( مؤلف : شيخ قدرت الله نجفي))
  • اخلاق اسلامى (( مؤلف : شهيد آيت الله دستغيب))


  • ادامه مطلب . . .

    نوشته شده در یکشنبه 6 تیر1389 ساعت 11:14 توسط سید محمد

             

                          ای دل    دنیا  زده   آرام   باش                   

                           در طلب   زاد سرانجام     باش

                           بر سر بیچارگی   خویش  باش           

                            دور   ز شیطان بد اندیش باش



    نوشته شده در جمعه 4 تیر1389 ساعت 9:24 توسط سید محمد

     سوره مبارکه الْمُزَّمِّل


                            ﴿ به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    اى جامه به خود پیچیده! ﴿1﴾ شب را، جز کمى، بپاخیز! ﴿2﴾ نیمى از شب را، یا کمى از آن کم کن، ﴿3﴾ یا بر نصف آن بیفزا، و قرآن را با دقت و تامل بخوان؛ ﴿4﴾ چرا که ما بزودى سخنى سنگین به تو القا خواهیم کرد! ﴿5﴾ مسلما نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامت‏تر است! ﴿6﴾ و تو در روز تلاش مستمر و طولانى خواهى داشت! ﴿7﴾ و نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند! ﴿8﴾ همان پروردگار شرق و غرب که معبودى جز او نیست، او را نگاهبان و وکیل خود انتخاب کن، ﴿9﴾ و در برابر آنچه (دشمنان) مى‏گویند شکیبا باش و بطرزى شایسته از آنان دورى گزین! ﴿10﴾ و مرا با تکذیب‏کنندگان صاحب نعمت واگذار، و آنها را کمى مهلت ده، ﴿11﴾ که نزد ما غل و زنجیرها و (آتش) دوزخ است، ﴿12﴾ و غذایى گلوگیر، و عذابى دردناک، ﴿13﴾ در آن روز که زمین و کوه‏ها سخت به لرزه درمى‏آید، و کوه‏ها (چنان درهم کوبیده مى‏شود که) به شکل توده‏هایى از شن نرم درمى‏آید! ﴿14﴾ ما پیامبرى به سوى شما فرستادیم که گواه بر شماست، همان گونه که به سوى فرعون رسولى فرستادیم! ﴿15﴾ (ولى) فرعون به مخالفت و نافرمانى آن رسول برخاست، و ما او را سخت مجازات کردیم! ﴿16﴾ شما (نیز) اگر کافر شوید، چگونه خود را (از عذاب الهى) بر کنار مى‏دارید؟! در آن روز که کودکان را پیر مى‏کند، ﴿17﴾ و آسمان از هم شکافته مى‏شود، و وعده او شدنى و حتمى است. ﴿18﴾ این هشدار و تذکرى است، پس هر کس بخواهد راهى به سوى پروردگارش برمى‏گزیند! ﴿19﴾ پروردگارت مى‏داند که تو و گروهى از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا مى‏خیزند؛ خداوند شب و روز را اندازه‏گیرى مى‏کند؛ او مى‏داند که شما نمى‏توانید مقدار آن را (به دقت) اندازه‏گیرى کنید (براى عبادت کردن)، پس شما را بخشید؛ اکنون آنچه براى شما میسر است قرآن بخوانید او مى‏داند بزودى گروهى از شما بیمار مى‏شوند، و گروهى دیگر براى به دست آوردن فضل الهى (و کسب روزى) به سفر مى‏روند، و گروهى دیگر در راه خدا جهاد مى‏کنند (و از تلاوت قرآن بازمى‏مانند)، پس به اندازه‏اى که براى شما ممکن است از آن تلاوت کنید و نماز را بر پا دارید و زکات بپردازید و به خدا «قرض الحسنه‏» دهید ( در راه او انفاق نمایید) و (بدانید) آنچه را از کارهاى نیک براى خود از پیش مى‏فرستید نزد خدا به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهید یافت؛ و از خدا آمرزش بطلبید که خداوند آمرزنده و مهربان است! ﴿20﴾
                        
                             یارب به ذات پاکت شب را مگیر از من
                       
                             من   ماندم و سحر ها   ذکر  خدا خدایم
                                                                                                                        حسن زاده املی



    نوشته شده در پنجشنبه 3 تیر1389 ساعت 16:0 توسط سید محمد

    معرفت نفس از آن اموری است که نایل شدن بدان ممکن نیست جز از طریق مکاشفات باطنی و مشاهدات سرّی، وآن‌ها نیز حاصل نمی‌شود مگر به ریاضات و مجاهدات در خلوت‌ها و پرهیز بسیار از صحبت و حشر و نشر با مردم و انقطاع نمودن از وابستگی‌های دنیوی و شهوت‌های باطل و تعرفات وهمانی و آرزوهای دروغین آن، و در این امر فقط حفظ کردن قواعد بحثی و به خاطر سپردن مفهومات ذاتی و عرضی کافی نیست.



    نوشته شده در چهارشنبه 2 تیر1389 ساعت 15:58 توسط سید محمد

    قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ  (ص۸۲)

    گفت : به عزت تو سوگند که همگان را گمراه کنم ،

    ببین برادر جان توجه کن خواهر ایمانی!!! شیطان اصلا شوخی نداره به عزت الهی قسم خورده و این قسم رو با یه لام تاکید اول لاغوینهم و یه نون تاکید اخر لاغوینهم کامل کرده

    حضرت رسول (ص) فرمود: دبيب الشرک في امتي کدبيب النمله السوداء علي الصخره الصماء في الليله الظلماء؛

     نفوذ شرک در امت من مانند حرکت مورچه ي سياه بر روي سنگ سياه در شب تاريک و ظلماني است.

    جناب علامه حسن زاده در دیوان اشعارش چنین می آورد:

    خواهي که زني گام به اميد وصالش
    بايد  گذري  اولاً  از  کام  و  دگر هيچ

    ازخدمت نفست ببر ايدوست که اين دون
    گرگي است که هرگز نشود رام و دگر هيچ



     



    نوشته شده در سه شنبه 1 تیر1389 ساعت 16:24 توسط سید محمد
                                    قال نبی (سلام الله علیه و اله)

    داؤ كم الذنوب و دوائكم الاستغفار.

     گناهان مرض شما است و داروى شما استغفار است

     

    فرازی از دعای کمیل

    اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِکُ الْعِصَمَ‏اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ

    النِّقَمَ‏اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ‏اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ

    الدُّعَاءَاللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلاَءَاللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَ

    کُلَّ خَطِیئَةٍ أَخْطَأْتُهَا

    خدایا ببخش آن گناهانى را که پرده عصمتم را مى‏درد
    خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من کیفر عذاب نازل مى‏کند
    خدایا ببخش آن گناهانى را که در نعمتت را به روى من مى‏بندد
    خدایا ببخش آن گناهانى را که مانع قبول دعاهایم مى‏شود
    خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من بلا مى‏فرستد
    خدایا هر گناهى که مرتکب شده‏ام و هر خطایى از من سر زده همه را ببخش



    نوشته شده در یکشنبه 30 خرداد1389 ساعت 10:31 توسط سید محمد

    بسم الله...

    ...اگرچه گفته اند گنج در ویرانه است ولی هر ویرانه را گنج نیست و در آنجا که گنج است یافتن آن بی رنج نیست! 

    شیخ اجل سعدی می گوید: حکیمان دیر دیر خورند٬ عابدان نیمه سیر خورند٬ زاهدان تا سر رمق٬ جوانان تا طبع برگیرند و پیران تا عرق کنند!  

    آخر سوره مبارکه فرقان از عباد الرحمن تا پایان را بخوان و نصب العین خود گردان. 

    کتمان را تشدید کن٬ پیمان را تسدید کن٬ مواظب مراقبت باش و مراقب حضور و عبادت تا عبدالله شوی و عندالله شوی... 

    دائما طاهر باش و به حال خویش ناظر باش و عیوب دیگران را ساتر باش. با همه مهربان باش و از همه گریزان باش یعنی همه باش و بی همه باش!  

    تو که سلیمان زاده ای حشمت دار٬‌تو که صدیق حسن زاده ای وحشت دار٬ از امل چشم پوش و در عمل بکوش. مرد جست و جوی باش نه گفت و گوی! 

    ازدریا بخواه نه از جوی. از فضول کلام چون فضول طعام دست بدار. سبک بار باش نه سبک سر و سبک سار. 

    خروس در سحر به ذکر قدوس صبوح در خروش است٬‌ کم از خروس مباش!!! بدان که بهترین عطای دوست لقای اوست.  

    انسان بیدار همواه کشیک نفس می کشد و پاسبان حرم دل است و واردات و صادرات دهان می پاید! 

    برادرم حرف این و آن را مزن٬ دم فروبند و تماشا کن٬ بنگر و عبرت بگیر. به فکر خود باش از افراط و تفریط پرهیز کن! 

    از پیروی نفس حذر کن...  



    نوشته شده در یکشنبه 30 خرداد1389 ساعت 10:26 توسط سید محمد

    انکه سحر ندارد از خود خبر ندارد

    کم از خروس مباش
    آيت الله حسن حسن‌زاده آملي


    از اَمَل چشم‌پوش و در عمل کوش. مرد جستجوي باش نه گفت و‌گوي. از دريا بخواه نه از جوي. از فضول کلام چون فضول طعام دست بدار. سبک بار باش نه سبک سر و سبک سار. خروس در سحر به ذکر سبّوحٌ قدّوسٌ در خروش است، کم از خروس مباش، چون به خروش آمدي بدان که بهترين عطاي دوست لقاي او است.



    نوشته شده در شنبه 29 خرداد1389 ساعت 9:55 توسط سید محمد

    چار هندو در یکی مسجد شدند

    بهر طاعت راکع و ساجد شدند

    هر یکی بر نیتی تکبیر کرد

    در نماز آمد بمسکینی و درد

    مؤذن آمد از یکی لفظی بجست

    کای مؤذن بانگ کردی وقت هست

    گفت آن هندوی دیگر از نیاز

    هی سخن گفتی و باطل شد نماز

    آن سیم گفت آن دوم را ای عمو

    چه زنی طعنه برو خود را بگو

    آن چهارم گفت حمد الله که من

    در نیفتادم بچه چون آن سه تن

    پس نماز هر چهاران شد تباه

    عیب‌گویان بیشتر گم کرده راه

    مثنوی معنوی/دفتر دوم/بخش۸۵



    نوشته شده در پنجشنبه 27 خرداد1389 ساعت 18:36 توسط سید محمد

    در عرصه شعر و ادب

    یکی از جنبه های روحی استاد حسن زاده ذوق عالی و طبع لطیف ایشان است. ایشان از طریق سروده های شیوا و شیرین خود دقایق عرفانی و اندیشه های حکیمانه را به مشتاقان معرفت عرضه کرده اند. در اشعار این عارف حقایق قرآنی و سخنان گهربار اهل بیت عصمت و طهارت مطرح شده تا بدین وسیله افراد شایق به معارف قرآن و عترت مستفیض شوند و در پیمودن طریق کمال مصمم تر گردند.

    دیوان اشعار این حکیم نامدار که مزین به مقدمه حکیم میرزا مهدی الهی قمشه ای به خط آن جناب است، در سال 1364 به زیور طبع آراسته شده است. این مجموعه گرانبها شامل قصاید، غزلیات، رباعیات، ترجیع بند و ضمیمه ای به نام دفتر دل می باشد.

    مرحوم میرزا مهدی الهی قمشه ای در مقدمه ای که بر این اثر پرثمر نگاشته اند، چنین نوشته اند:

    «استاد دانشمند اشعار آبداری برای نشر معارف الهی و ترغیب نفوس شیق به کمال و روحهای عالی طالب حقایق، این اشعار را که مضامینش همه طبق اخلاق فاضله و توحید و تزکیه و تربیت روح است بدین مقصد عالی سروده [است]... .»

    غزل زیر را که «بحر وحدت » نام دارد از دیوان استاد حسن زاده برگزیده ام:

    در این دیر کهن ای دل نباشد جای شیونها

    که صاحب دیر خود داند رسوم پروریدنها

    خوشا آن مرغ لاهوتی که با آواز داوودی

    بود در روضه رضوان همی اندر پریدنها

    غریق بحر وحدت را زساحل از چه می پرسی

    که این دریا ندارد ساحل ای نادیده روشنها

    در این دریای پر در الهی و تهیدستی

    چرا از خود نرستی ای گرفتار اهریمنها

    زهفتم آسمان غیب بی عیب خدا بینم

    گهرها ریخت کامروزم بشد هر دانه خرمنها

    منم آن تشنه دانش که گردانش شود آتش

    مرا اندر دل آتش همی باشد نشیمنها

    همه عشق و همه شورم همه عیش و همه سورم

    که از آیات قرآنی به جانم هست مخزنها

    فروزان از فروغ آیت الله نور ای دل

    چه باکش ار ندارد شب پره یارای دیدنها

    بود مرد تمامی آنکه از تنها نشد تنها

    به تنهایی بود تنها و با تنها بود تنها

    دل دانا«حسن »آن بیت معموری است کاندر وی

    خدا دارد نظرها و ملایک راست مسکنها 

    با رباعی ای از ایشان این گفتار را به پایان می رسانیم:

    در خلوت شب، شکار می باید کرد

    از بوالهوسی کنار می باید کرد

    دل را به حریم یار می باید برد

    تن را بفدای یار می باید کرد



    نوشته شده در پنجشنبه 27 خرداد1389 ساعت 11:32 توسط سید محمد

                          

     

    پرسند الهی كیستی من عاشقی بی حوصله

                                        آواره‌ای بی خانمان دیوانه ای بی سلسله

     

    پروانه ای پر سوخته شمع وفــا افــروخته

                                        زاهل صفا آموخته عشق و جنون و ولوله

     

    مشتاق یار خویشتن حیران به كار خویشتن

                                        دور از دیار خویــشتن یاران هــزاران مرحله

     

    در راه آن دیر آشنا من شمع جان كردم فنا

                                        گه سوختم گه ساختم گریان و خندان بی گله

     

    خندیم ما افلاکیان بر قصر خاك و خاكیان

                                      آنسان كه می خندد فلك بر آشیان چلچــله

     



    ادامه مطلب . . .

    نوشته شده در چهارشنبه 26 خرداد1389 ساعت 18:7 توسط سید محمد

              نظامی جام وصل انگه کنی نوش

              که با یادش کنی خود را  فراموش



    نوشته شده در سه شنبه 25 خرداد1389 ساعت 11:2 توسط سید محمد
    ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخوییحاشا که چنان سودا یابند بدین صفرادر عین نظر بنشین چون مردمک دیدهبگریز ز همسایه گر سایه نمی​خواهیگر غرقه دریایی این خاک چه پیمایی زیرا به ادب یابی آن چیز که می​گوییهیهات چنان رویی یابند به بی​روییدر خویش بجو ای دل آن چیز که می​جوییدر خود منگر زیرا در دیده خود موییور بر لب دریایی چون روی نمی​شویی


    نوشته شده در چهارشنبه 29 اردیبهشت1389 ساعت 23:45 توسط سید محمد

    در عرصه پژوهش

    موارد ذیل در تلاش های پژوهشی و کارهای تحقیقاتی علامه حسن زاده قابل مشاهده است:

    1ـ تکیه بر قواعد برهانی و عقلی

    در پژوهش های کلامی در اقتفا به شیخ مفید و شیخ طوسی بر قواعد برهانی و عقلی تکیه دارد. اگر روایتی قطعی الصدور نباشد به اقتضای حدیث منقول از رسول خدا(ص) که می فرماید: «اذا اتاکم عنّی حدیثی فاعرضوه علی کتاب اللّه و حجة عقولکم فان وافقهما فاقبلوه و الّا فاضربوا به عرض الجدار؛ هرگاه روایتی از من به شما رسید آن را بر کتاب خدا و خرد خویش عرضه کنید اگر موافق بود بپذیرید و گرنه آن را بر دیوار بکوبید(رد نمائید و از آن اعراض کنید).»(30)

    آن را کنار می نهاد و صرفاً امور معتبر، موثق و استوار را قبول می کرد.

    2ـ اجتناب از تکیه بر عرف و سخن عوام در تحقیق

    علامه حسن زاده تأکید می نماید: سعی کردیم از مسایل خطابی، عرفی و استحسانی برکنار بوده باشیم چرا که عقیده، عَقد است، دل بستن است، دل دادن است و همه این همه به برهان نیاز دارد و به استحسان و امثال آن کار درست نمی شود. این که بیائیم و بگوئیم چون بروج آسمانی دوازده تاست پس باید تعداد ائمه دین نیز به همین میزان باشد، عقیده استوار نمی گردد.(31)

    3ـ حقیقت طلبی در پژوهش

    در برابر عدّه ای که تلاش تحقیقی را همچون کارهای بازاریان می دانند می گویند و باید محقق بر اساس کسادی و رونقی متاعی تصمیم بگیرد، علامه حسن زاده صرفاً به حقایق توجه دارد و حاضر نیست این حقیقت طلبی را با چیز دیگری معاوضه نماید،در هر شرایطی اعم از فرازها و نشیب ها و سختی ها و عسرت ها برای کشف حقایق اهتمام می ورزد و درهایی را به روی علاقه مندان می گشاید، در واقع بدون هیچ قید و شرطی در جستجوی حقیقت است.

    4ـ برداشت کم و بازده زیاد

    مشی علمی علامه حسن زاده بدین گونه است که به رغم محرومیت از امکانات و یا برخورداری از تسهیلات اندک، کارهای مهمی به جامعه عرضه نموده است. ایشان در تهران به دلیل مشکلات مالی، همسر و فرزندان را به شهرستان می برد و در یک اتاق کوچک و ساده به کار علمی و تحقیقی می پرداخت. اتاقی که یک چراغ خوراک پزی داشت که هم آن را در زمستان گرم می کرد و هم برای طبخ غذا از آن استفاده می شد! در همین اتاق کوچک، کافی کلینی تصحیح گردید و اعراب گذاری شد و دهها اثر دیگر تألیف گردید، نه از دفتر کار با نورکافی و تهویه و خنک کننده و گرم کننده مدرن خبری بود و نه از حق التحقیق کافی، او با این روش به علاقه مندان ثابت نمود می توان کارهای بزرگ را حتی با امکانات ناچیز انجام داد. این باور کلید توفیق نسل دانش طلب امروز ایران است.(32)

    5 ـ دفاع از قرآن و عترت در برابر مخالفان

    کوشش علامه حسن زاده در تألیف آثار بر این است که از حقایق قرآنی دفاع کند و از اهل بیت و سیره و سخن آنان صیانت نماید. جرجی زیدان عیسوی مذهب گفته بود، نمی توان مطالب موجود در نهج البلاغه را به حضرت علی(ع) منسوب دانست و سید رضی و سید مرتضی که هر دو ادیب بودند این مطالب را نوشتند و برای ترویج کتاب خود، آن را به امام اول شیعیان نسبت دادند علامه حسن زاده از این ادعا به شدت ناراحت گردید و بر آن شد تا مصادر و مأخذ خطب و رسایل حضرت علی(ع) را که قبل از سید رضی سالیان متمادی در دست مردم بود، فراهم آورد و ذکر کند تا جایی برای توهم و تردیدهایی این گونه نباشد. تکمله منهاج البراعه و کتاب صادر و مأخذ نهج البلاغه در این ارتباط نوشته شده است.(33)

    6ـ اغتنام از فرصت های مقتضی

    علامه حسن زاده برای تحقیق و پژوهش و کاوش در آثار و اندیشه های بزرگان از لحظات گوناگون زندگی بهره می گیرد و اگر عواملی برایش در این راستا مزاحمت ایجاد کند به شدت ناراحت می شود، یکی از شاگردانش نوشته است یک بار وقتی به درب منزل استاد رفتم، آقازاده درب را گشودند و چون استاد به بیرون منزل تشریف آوردند دیدم قلمی در دست ایشان بود که نشان می داد از هر فرصتی استفاده می نماید، آن روز مصادف با ششمین روز، از ماه مبارک رمضان بود و استاد بادهان روزه و ایام تعطیلی دست از کار تحقیقی نکشیده بود زیرا ذائقه پژوهش تعطیل بردار نمی باشد.(34)

    7ـ توجه به مسایل عینی

    از آفات متداول در امر تحقیق این است که آدمی به کتابها اکتفا کند و ارتباطش با موضوع علم قطع گردد یعنی از همان پدیده عینی که محقق قصد دارد آن را بفهمد یا بهتر درک کند، اعراض نماید. علامه حسن زاده به گمشده اصلی چشم دوخته است و همواره می کوشد خود را با آن تعیّن خارجی روبرو کند و با آن ارتباط معرفتی برقرار نماید. روش ایشان آن است که با هر موضوعی که ذهن شان به آن درگیر شده است رابطه ای مستقل از گفته های این و آن و به صورت عینی و ملموس ایجاد کند. در درس های قبله و عیون مسایل نفس، ایشان چنین شیوه ای را پیش گرفته است. استفاده از روش های ریاضی و تئوری بطلمیوسی سماوات با روشنی و روانی اعجاب بر انگیزی برای تعیین قبله از تلاش های عینی علامه حسن زاده است که در عین حال اعتماد به نفس ایشان را نشان می دهد.

    ذهن این فرزانه عالیقدر بطور جالب و چشمگیری متوجه مسایل نفس شده است و می توان گفت کسی همپای ایشان در تسلط بر این مبحث یافت نمی شود، دروس معرفت نفس محصول این نگرش است که به زیور طبع آراسته گردیده است، در کتاب عیون مسایل نفس بیش از شصت محور مورد بحث قرار گرفته و به نحو اختصار ولی دقیق طرح مسئله شده و سپس هر کدام به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.

    8 ـ گره گشایی از مباحث مشکل فلسفی و عرفانی

    علامه حسن زاده در مسیر تألیف و تحقیق به تلاش هایی روی آورده که به نحوی گرهی از مبحثی بگشاید و برای خوانندگان راهگشا باشد، کتاب فصوص الحکم را با توجه به چندین نسخه به دقت تصحیح و مقابله نموده و از آغاز تا انجام مطالب سودمندی در گشودن مشکلات و حل معضلات آن، به رشته نگارش درآورده اند، علامه حسن زاده کتاب تمهید القواعد را نخست در محضر استادانی بزرگ چون علامه طباطبایی فرا گرفت و وقتی مشاهده کرد مطالبی غامض در آن وجود دارد با توضیحاتی به صورت حواشی ارزنده، دشواری های آن را بر طرف کرد.

     



    ادامه مطلب . . .

     

    اشاره

    مقاله حاضر مروری بر حیات سیاسی یکی از فقیهان مخالف مشروطه دارد. مرحوم ملا محمد آملی، از یاران شیخ فضل الله نوری بوده، در زمان تحصن عبدالعظیم - که در اعتراض به روند مشروطیت صورت پذیرفت - نامه حمایت آمیزی از سوی زعیم عالیقدر شیعه; مرحوم سید محمدکاظم یزدی دریافت می کند; به همین دلیل از ایشان، در کتب مورخین مشروطه خواه به نیکی یاد نشده است; همانند شخصیت های دیگری که به خاطر مواضع ارزش گرایانه اشان، آماج حملات تبلیغاتی قرار می گیرند.

    نوشتار حاضر که بر اساس مطالب آیت الله حسن زاده تنظیم یافته، از آن جهت ارزشمند است که - علاوه بر ارایه مطالب فرزند مرحوم آملی درباره پدر خویش - یک نوشتار از آن فقیه را درباره زندگی خود ارایه می دهد; هر چند جای آن دارد که به صورت تفصیلی و بر پایه تحقیقی وسیع، جزئیات بیشتری از حیات و اندیشه سیاسی این عالم شیعی در معرض مطالعه محققان مشروطه قرار داده شود.

    مقدمه

    حکومت قاجار در اواخر عمر خود با جنبش عدالت خواهی مردم ایران مواجه، و این جنبش در میانه راه، به نهضت مشروطه خواهی بدل شد. ورود اصطلاح مشروطه در ادبیات سیاسی ایران، رویکردهای متفاوتی را در پی داشت. تعداد قابل توجهی از عالمان معتقد بودند: نظام مشروطه به طور کامل بر شریعت و آموزه های دینی منطبق است. بسیاری از روشنفکران سکولار، نوک پیکان مشروطه را پیش از استبداد متوجه فرهنگ دینی مردم کردند و گروهی از عالمان هم با توجه به این رویکرد مشروطه خواهان سکولار، کوشیدند با افزودن قید مشروعه، خصلت دین ستیزی مشروطه را بگیرند و در عوض، صبغه استبداد ستیزی آن را تقویت کنند.

    گروه سکولار برای این که به اهداف خود نائل شوند، با تبلیغات خود، کوشیدند تا حامیان مشروطه مشروعه را طرفداران استبداد معرفی کنند، از این رو شیخ فضل الله نوری را که سر سلسله این جریان بود، در افکار عمومی، استبدادخواه مطرح کردند و در سایه همین تبلیغات توانستند مجتهد اول تهران را در برابر دیدگان مردم به چوبه دار بسپارند. مردم تهران هم برای تماشای به دار آویخته شدن مدافع استبداد در میدان توپخانه اجتماع کردند، و برخی به پایکوبی پرداختند; اما به تدریج متوجه اشتباه خود شدند. از همان جا بود که چهره سکولار مشروطه خود را نمایان ساخت و نقش آن از خشت خام به آینه افتاد. از جمله وقایع دیگری که لایه سکولار مشروطه را به نمایش گذاشت، سرنوشت عالمان دیگر دینی به ویژه یاران شیخ فضل الله بود. یکی از همراهان برجسته شیخ در تهران، ملا محمد آملی بود. ملا محمد آملی مختصری از زندگی نامه خود را نوشته، و در پایان آن به برخی از حوادث تلخ مشروطه اشاراتی داشته است. پس از بررسی گوشه هایی از حیات سیاسی او، اصل نوشته وی را ارائه خواهیم کرد. (1)

    حیات سیاسی

    مرحوم آیت الله ملا محمد آملی در سال 1263 ق در آمل متولد شد. در هفده سالگی شهر خود را به منظور تحصیل علوم دینی ترک کرد. پس از اتمام تحصیلات عالیه در حالی که در فقه و اصول و فلسفه به مدارج بالایی رسیده بود، در تهران سکنا گزید و از عالمان برجسته آن سامان شد.

    بعضی از آثار مرحوم ملا محمد آملی عبارتند از:

    حواشی بر کتاب فرائد الاصول شیخ انصاری;

    حواشی بر شرح مطالع;

    حواشی بر شرح شمسیه;

    در جریان نهضت مشروطه، وی از یاران و همفکران مرحوم شیخ فضل الله نوری (2) بود.

    فرزند او مرحوم آیت الله شیخ محمدتقی آملی از عالمان بزرگ تهران بوده، و بیش تر مطالب مربوط به ملا محمد آملی را فرزند وی نقل کرده است.

    آیت الله شیخ محمدتقی آملی درباره ماجرای فتح تهران و دستگیری پدرش می نویسد:

    عصر پنج شنبه، یازدهم شهر رجب سنه هزار و سیصد و بیست و هفت (1327 ق) جماعتی از اهل علم تهران که با مشروطیت مخالفت داشتند، به سرداری مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری دستگیر و به نظمیه که در آن اوان تحت ریاست یفرم ارمنی بود، محبوس شدند; از آن جمله، مرحوم پدرم محبوس شد و در عصرروز شنبه، سیزدهم رجب سنه هزار و سیصد و بیست و هفت، مرحوم حاج شیخ فضل الله مصلوب گردید، و مردم تماشاچیان در روز یکشبنه چهاردهم سنه هزار و سیصد و بیست و هفت بر حسب دعوت سید یعقوب شیرازی که در آن زمان ناطق آن محله بود و اکنون از حال او بی خبرم، در میدان توپخانه برای تماشای صلب پدرم حاضر شدند و لکن فجیعه مصلوبیت مرحوم شیخ، انعکاس عجیبی بخشید و چون عالم کشی تا آن عصر در ایران معمول نبود، آن هم به این طور فجیع، لذا نصف از اهل شهر را گویا از خواب بیدار کرد و وقوع این حادثه به امر شیخ ابراهیم زنجانی که معروف به یهودیت بود، لکن در مشروطیت ساعی بود و بالاخره در اداره اوقاف نامزد و به همان شغل بماند تا بمرد، و مباشرت یفرم خان ارمنی، بیش تر در مردم انزجار پدید آورد تا به درجه ای که زمامداران از تهاجم فتنه خائف و برای تبرئه خود این امر را به رؤسای نجف اشرف منسوب داشتند... و بالجمله سوء انعکاس مصلوبیت مرحوم شیخ، دفع قتل از مرحوم پدرم و سایر محبوسین نمود و در حق پدرم حکم به تبعید بیرون آمد. پس از هفته ای از صلب شیخ مرحوم، پدرم را به نور مازندران تبعید کردند.

    آیت الله حسن زاده آملی در این رابطه از استاد خود مرحوم آیت الله شیخ محمدتقی آملی نقل می کند:

    حکم تبعید او را به هرات افغانستان صادر کرده بودند، جز این که از دگرگونی اوضاع روز و اختلاف مردم، تبعیدش را به هرات نیز صلاح خودشان ندیدند و برای این که از رد حکمشان شکست سیاسی نخورند، جست و جو کردند که در ایران کدام آبادی هم وزن با هرات است تا این که «کرات » نور مازندران را یافتند و به مردم تلقین کردند که حکم تبعید ایشان به کرات بود نه به هرات. نج سال در کرات نور مازندران محبوس بوده است. (3)

    ملا محمد آملی عاقبت در سال 1336 ق جان به جان آفرین تسلیم کرد.

    گوشه هایی از خاطرات آیت الله شیخ محمدتقی آملی، ما را بهتر در حال و هوای آن روزهای تهران قرارمی دهد. وی در این باره می نویسد:

    و این ضعیف پس از ازعاج پدرم به مازندران، مبتلا به هموم و احزان و مقارن تجرع غصص و کرب گردیده... از طرف مردم به هیچ وجه تفقدی از من نمی شد و بقایای از رجال قاجاریه با وجودی که مخالفت پدرم با مشروطیت بالعرض به نفع آنان تمام می شد و از چگونگی حالم مطلع بودند، مساعدتی نمی کردند; بلکه اذیت هایی از آنان دیدم و مردم متفرقه هم که در دوره ای لاف دوستی می زدند، ترک دوستی کرده; بلکه با دشمنی آمیختند... واز آن جمله از بعضی از اهل علم تهران که اینک سر به زیر خاک فرو کردند (سامحهم الله بلطفه و کرمه) امور غیرمترقبه دیدم.

    همچنین به شاگرد خود آیت الله حسن زاده آملی می گوید:

    کار ما به جایی رسیده بود که وقتی من به حکم ضرورت از خانه بیرون آمده بوده ام و به جایی می رفتم، مردم از کنار خیابان و مغازه ها از روی استنکار و بیزاری به من اشاره می نمودند که این شخص پسر فلانی است بدین معنا که کان ما از دین خدا برگشته ایم و از قرآن و اسلام روی برتافته ایم.

    علامه شعرانی هم در این باره به شاگرد خود آیت الله حسن زاده آملی می گوید:

    آقا! این حاج شیخ عبد النبی نوری آنچنانی، (که با وجود علمای بسیار در تهران اعلم من فی البلد بود) مانند مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری سخت مخالف مشروطه و مشروطه خواهان بوده است. تبلیغات سوء، کار را به جایی کشیده است که مردم علاوه بر این که درب مسجد را (مسجد حاج شیخ عبد النبی نوری در سرچشمه تهران را) به روی او بسته اند، خانه او را (در سرچشمه مقابل مسجدش) در حالی که خود آن جناب و عائله او در خانه بوده اند، سنگسار کردند و پس از شهادت حاج شیخ فضل الله نوری و وقایع ناگواری که در تهران و سایر بلاد روی داد، از قتل و هتک و حبس و نهب و تبعید و غیرها که مردم فهمیده اند از ایادی اجانب چه زخمی خورده اند، کثرت جمعیت نمازگزار با حاج شیخ عبدالنبی در مسجد نامبرده دیدنی بود.

    آیت الله شیخ محمدتقی آملی فضای نجف را نیزاین گونه ترسیم می کند:

    اگرچه هنگام حرکتم از تهران شقاق مشروطه و مستبدی در بین اهل تهران کهنه شده بود، بلکه می توان گفت: به کلی مضمحل بود و نوع اهل علم را از این راه خلافی نبود، بلکه همه با هم می زیستند، لکن بقایای این شقاق در روش سکنه نجف اشرف میلی قابل و منزلی با قرار داشت و من بنده به این جهت در کشمکش بودم و هم مورد عنایت بعضی از رؤساء به جهت انتساب به پدر بسته نمی شدم به این جهت طریق سلامت اتخاذ کردم و خود را از مدانست با هر دو حوزه کنار کشیدم.



    ادامه مطلب . . .

    نوشته شده در چهارشنبه 29 اردیبهشت1389 ساعت 23:38 توسط سید محمد

    برای مطالعه روی عبارت کلیک فرمایید:

    فضائل و سيره چهارده معصوم (عليه السلام ) در آثار استاد علامه حسن زاده آملى
    نويسنده : عباس عزيزى

    فهرست مطالب
    مقدمه
    عشق و علاقه علامه حسن زاده آملى به معصومين
    فصل اول : سيماى پيامبر خاتم حضرت محمد (ص )
    فصل اول : سيماى پيامبر خاتم حضرت محمد (ص )
    فصل اول : سيماى پيامبر خاتم حضرت محمد (ص )
    فصل دوم : سيماى فاطمه زهرا: عصمت كبراى الهى
    فصل سوم : امام اول ، سيماى حضرت وصى امام على بن ابى طالب (ع )
    فصل چهارم : امام دوم ، سيماى امام حسن مجتبى (ع )
    فصل پنجم : امام سوم ، سيماى حضرت سيد الشهداء حسين بن على (ع )
    فصل ششم : امام چهارم ، سيماى حضرت امام على بن الحسين (ع ) زين العابدين
    فصل هفتم : امام پنجم ، سيماى امام محمد بن على (ع ) باقر العلوم النبيين
    فضل هشتم : امام ششم ، سيماى امام جعفر بن محمد صادق آل محمد (ع )
    فصل نهم : امام هفتم ، سيماى امام موسى بن جعفر (ع ) كاظم آل محمد
    فصل دهم : امام هشتم ، سيماى امام رضا (ع ) عالم آل محمد
    فصل يازدهم : امام نهم ، سيماى حضرت امام محمد تقى جواد الائمه (ع )
    فصل دوازدهم : امام دهم ، سيماى حضرت امام على النقى (ع )
    فصل سيزدهم : امام يازدهم ، سيماى امام حسن عسكرى (ع )
    فصل چهاردهم : امام دوازدهم ، سيماى قائم آل محمد حجه بن الحسن العسكرى (ع )



    نوشته شده در چهارشنبه 29 اردیبهشت1389 ساعت 23:33 توسط سید محمد

    نوشته شده در چهارشنبه 29 اردیبهشت1389 ساعت 23:32 توسط سید محمد

    نوشته شده در چهارشنبه 29 اردیبهشت1389 ساعت 23:31 توسط سید محمد

    نوشته شده در چهارشنبه 29 اردیبهشت1389 ساعت 23:22 توسط سید محمد

    بدیدارش شب و روزت بسر کن

    وگرنه خاک عالم را به سر  کن



    نوشته شده در چهارشنبه 29 اردیبهشت1389 ساعت 23:20 توسط سید محمد

    نوشته شده در چهارشنبه 29 اردیبهشت1389 ساعت 23:17 توسط سید محمد

    سخن  از  عارفی  آزاده  دارم

    که هرچه دارم از سجاده دارم



    نوشته شده در چهارشنبه 29 اردیبهشت1389 ساعت 23:11 توسط سید محمد