از دیوان مولوی جان
رحم فرما بر قصور و فهم ها
ای ورای عقل ها و وهم ها
قطرهً دانش که بخشیدی زپیش
متصل گردان به دریا های خویش
قطرهً علم است اندر جان من
وار هانش از هوا و خاک تن
ای مبدل کرده خاکی را به زر
خاک دیگر را بکرده بوابشر
کار تو تبدیل اعیان واعطا
کار ما سهو است و عصیان و خطا
سهو و نسیان را مبدل کن به علم
من همه جهلم مراده صبروحلم
دیدهً بخشا که تا بینا شویم
دانشی بخشا که تا دانا شویم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 16:7 توسط سید محمد
|
(خدایا...... غیر از تو کسی ندارم)