.  الف - وحدت وجود: او معتقد است در عين آنکه خداوند نسبت به جهان تعالي مطلق دارد، جهان کاملا از وي جدا نيست. جهان به صورتي اسرارآميز غوطه ور در خداوند است. يعني معتقد بودن به هر نوع حقيقتي مستقل و جدا از حقيقت مطلق، افتادن در گناه بزرگ اسلام يعني شرک است و انکار “لااله الا الله” و اين جمله در واقع شهادت دادن به اين امر است که هيچ حقيقتي جز حقيقت مطلق وجود ندارد. عالم و اشيائي که در آن است خدا نيستند ولي حقيقت آنها چيزي جز حقيقت او نيست. اگر چنين نباشد آنها نيز حقيقتهاي مستقلي خواهند بود که در واقع مثل اين است که آنها نيز خداياني جز الله بوده باشند.
    البته برخي “مستشرقين” او را به عقيده “همه خدايي” متهم کرده اند اما واقع آن است که ابن عربي حقيقت الهي را از مظاهر و تجلياتش متمايز مي داندو به آن جنبه تعالي مي دهد و در عين حال مظاهر و تجليات را از هر لحاظ مجزا از حقيقت الهي نمي داند.

وحدت اديان: در ميان نظريات ابن عربي، اعتقاد وي به وحدت دروني همه دينها جلب توجه خاص مي کند و اين اصلي است که مورد قبول عموم متصوفه است ولي کمتر به اين صورت که حکيم اندلسي بيان کرده آن را به زبان آورده اند.
    وي ادعا مي کرد که شرايع الهي همه راههايي هستند که به يک مقصد مي رسند و چون کسي درست به آداب يک دين آسماني عمل کند مثل اين است که به همه آنها ايمان آورده است

 

مقدّمه

بسياري از مباني «حكمت متعاليه» وامدار عرفاني است كه ابن‏عربي پايه‏گذار نامدار آن مي‏باشد. البته سهم صدرالمتألّهين از جهت برهاني كردن عرفان همچنان محفوظ است.3
كمتر كسي از نويسندگان جهان اسلام در كثرت تأليف و تصنيف با وي برابري مي‏كنند. موضوع اصلي رساله‏هاي او عرفان و حالات و واردات و تجارب قلبي اوست؛ ولي در عين حال، تمامي علوم ديني اعم از حديث، تفسير، سيره، فقه و نيز علومي از قبيل كيميا و جفر و نجوم و حساب جمل و همچنين شعر را دربر مي‏گيرد.4
ابن‏عربي با خلق آثاري ارزشمند، بنياد يك نظام فكري كامل و شاملي را بر اساس تجارب عرفاني استوار ساخت كه هنوز هم محور بينش‏هاي عرفاني در جهان اسلام است.5
آيه‏اللّه جوادي آملي درباره محيي‏الدين مي‏نويسد:
بعد از وي هر چه در زمينه معارف و اسرار، به تازي و فارسي يا نظم و نثر، تصنيف يا تأليف شده است، نسبت به نوشتار شيخ اكبر شبنمي است كه در بحر مي‏كشد رقمي.6
ايشان در جاي ديگر مرقوم داشته است:

انديشمند و متفكر اسلامي شهيد مطهّري نيز مي‏فرمايد:
آثار محيي‏الدين تأثير عجيبي روي عرفاي بعد از خودش گذاشته است، و ديگران نيز به اين مطلب اعتراف كرده‏اند.8
آقاي دكتر يثربي در اين‏باره نوشته است:


آيه‏اللّه حسن‏زاده آملي در موارد بسياري از تأليفات ارزنده خود، درباره آثار ابن‏عربي سخن به ميان آورده است؛ از جمله مي‏نويسد:
علماي اسلام در معرفه‏النفس و تهذيب و تزكيه آن، كتاب‏ها نوشته‏اند، ولي مهم‏ترين آنها فصوص و فتوحات شيخ اكبر محيي‏الدين است. اميدوارم به درس و بحث آنها نايل آييم و راه تحصيل سعادت ابدي خود را كه تقرّب و تشبّه به جمال مطلق و كمال مطلق و جلال مطلق است بپيماييم.11
ايشان در جاي ديگر نوشته است:
در حقيقت، صحف عرفاني، بخصوص فصوص و فتوحات شيخ عربي و ديگر كتب و رسائل وي، تفسير انفسي و بيان مقامات عروجي و اسرار و بطون آيات و روايات مي‏باشد.12
آيه‏اللّه حسن‏زاده آملي در كتاب ديگر خود چنين مي‏نگارد:
مخفي نماند كه تمام كتب صدرالدين قونوي و ديگر شاگردان شيخ اكبر محيي‏الدين عربي و همچنين كتب و رسائل شاگردان آنان، تا اسفار و ديگر كتب صدرالمتألّهين و رسائل شاگردانش تا زمان ما، آنچه از معارف ذوقي و حقايق شهودي و تفسير انفسي آيات و رواياتي را كه حايزند، از آثار شيخ اكبر و فصوص و فتوحات و دگر كتب و رسائل او دارند.13
ايشان مي‏افزايد:
اهل فن مي‏دانند كه در اسلام و قبل از اسلام، كتابي در معرفت نفس به عظمت... دو كتاب فصوص‏الحكم و فتوحات مكيه شيخ اكبر محيي‏الدين نوشته نشده است و در معرفت نفس مهم‏تر از همه، فصوص است.14
هانري كُربن معتقد است:
فهرست اسامي نسخ آثار ابن‏عربي كه اخيرا به دست عثمان يحيي تدوين شده است، حاكي از بسطِ شگرفِ مجموعه آثاري است كه درك كامل آن محتاج به وقف يك عمر مي‏باشد. ناگفته نماند كه محققان اروپايي كه در جست‏وجوي عقايد عاليه اسلامي بوده‏اند... با خواندن آثار با عظمت ابن‏عربي، خود را در سرزمين آشنا احساس مي‏كنند.15
آيه‏اللّه حسن‏زاده آملي مي‏فرمايد:
مؤلف وفيات‏الاعيان هنگامي كه شيخ عارف محيي‏الدين را اسم مي‏برد، مي‏گويد: ايشان 95 جلد كتاب در تفسير قرآن نوشته است.16 نام تفسير او الجمع‏والتفصيل في اسرارالتنزيل ذكرشده‏است.17
ابوالعلا عفيفي نوشته است:
اگرچه آثار ابن‏عربي غالبا در زمينه عرفان است، ولي تمامي علوم اسلامي را دربر مي‏گيرد. وي در عرفان نظري، علم حديث، تفسير قرآن، سيره نبي، فلسفه، ادبيات و از جمله شعر و نيز علوم طبيعي، كتب و رسائلي نگاشته است. محيي‏الدين در پرداختن به اين موضوعاتِ كاملاً متفاوت، هرگز عرفان را از نظر دور نداشته است و در حالي كه درباره مسائل كلامي، فقهي و حتي علمي بحث مي‏كند، غالبا جنبه‏هايي از تفكر عرفاني وي بروز مي‏نمايد.18
آقاي دكتر ابراهيمي ديناني نيز مي‏گويد:
موضوعاتي كه در آثار گوناگون و متعدد محيي‏الدين مورد بررسي واقع شده، بيشتر بر حول محور سه مسئله دور مي‏زند كه به ترتيب عبارتند از: خدا، انسان، جهان.19
در اين زمينه، يكي از پژوهشگران معاصر گفته است:
آثار محيي‏الدين يك وجه امتياز نسبت به آثار ساير انديشمندان دارد. او از جايي شروع نمي‏كند كه فارابي و شيخ‏الرئيس به آنجا رسيده بودند. ابن‏عربي كار خود را به طور مستقل به پايان مي‏برد، او مبتكر و باني يك سيستم و نظام جداگانه و مخصوص به خودش است؛ نه شرحي مي‏نويسد، نه پاورقي، نه حاشيه، نه تعليقه، هيچ‏كدام از اينها را ندارد. حتي نقل قول‏هايش هم بسيار اندك است.20
مرحوم سيدجلال‏الدين آشتياني مي‏نويسد:
عثمان يحيي، دانشمند معروف مصري، چندين برابر آنچه كه ارباب تراجم از آثار علمي ابن‏عربي ضبط كرده‏اند، از وي آثار علمي پيدا نموده و كتابي مبسوط در اين باب نوشته است. انسان متحير مي‏شود كه يك مرد محققي كه به يك معني، پديدآورنده عرفان نظري به سبك آثار او و پيروانش مي‏باشد، چه اندازه مي‏توانسته است كار كند. به طور مسلّم از هيچ مؤلفي به اندازه وي اثر علمي باقي نمانده است. او پركارترين استاد و والاترين دانشمند در ادوار اسلامي است. تفسير كبير او مشتمل بر نود و پنج جلد بزرگ است و تفسير صغير او مشتمل بر هشت يا نه مجلّد است.21
فصوص‏الحكم؛ اثر مهم ابن‏عربي
يكي از آثار ابن‏عربي كتاب فصوص‏الحكم مي‏باشد. نام كامل آن فصوص‏الحكم و خصوص‏الكلم است، از مهم‏ترين كتاب‏هاي او به شمار مي‏آيد و شهرت جهاني ابن‏عربي مرهون اين كتاب است. او انديشه‏هاي عرفاني خود را در اين كتاب آورده و در آن از بيست و هفت پيغمبر كه اسلام آنان را فرستاده خداوند مي‏داند ياد مي‏كند.22 محيي‏الدين خود درباره اين كتاب مي‏گويد:
در ماه محرم سال 627 در شهر دمشق پيغمبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آلهرا در رؤياي صادقه ديدم كه كتاب فصوص‏الحكم را به دست داشت و مرا به نگارش آن كتاب امر فرمود تا مردم از آن بهره‏مند گردند. از جان و دل، امر نبي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را پذيرفتم و با خلوص نيت، برابر فرموده آن حضرت به تحرير آن پرداختم.23
آيه‏اللّه جوادي آملي درباره نحوه گرفتن كتاب فصوص و عرضه آن بر مردم چنين مي‏نگارد:
در عالم رؤيا الفاظ و تعابير كتاب به محيي‏الدين اعطا نشده‏است، بلكه معارف آن به قلب او القا شده‏است و او مأموريت يافته تا معارف را از نشئه عقل به مثال و حس منتقل كند و آن را در لباس الفاظ درآورده و به وجود كتبي مجسّم سازد. ممكن است اين توهّم را براي برخي از محجوبين به دنبال آورد كه محيي‏الدين ادعاي نبوت كرده است و به همين دليل، او به صراحت اين اتهام را رفع مي‏كند و مي‏گويد: «لست بنبي و لارسول.» از آنجا كه تعبير و ترجمه معارف القا شده بر عهده محيي‏الدين است، احتمال خطا و اشتباه در آن وجود دارد.24
ايشان همچنين مي‏گويد:
محيي‏الدين در كتاب فصوص‏الحكم به بيان بسياري از دقايق و اسرار معارف ديني پرداخته است.25 فصوص جمع فص است و به معناي نگين انگشتري، زبده و خلاصه شي‏ء مي‏باشد. يعني كتاب فصوص‏الحكم خلاصه حكمت‏ها و اسرار است. و اين كتاب بيست و هفت فص دارد كه به منزله بيست و هفت فصل است.
آيه‏اللّه حسن‏زاده آملي مي‏نويسد:
اگر گويي ابواب معارف انساني به طور كلي در اين بيست و هفت حكمت و فص آمده است، صواب است.26
ايشان در جاي ديگر آورده است:
فصوص‏الحكم شيخ اكبر ابن عربي تفسير انفسي و بيان مقامات عروجي مي‏باشد.27


آيه‏اللّه حسن‏زاده پس از نقل مطلبي از فصوص‏الحكم مي‏نويسد:
اگر شيخ بزرگوار محيي‏الدين در كتاب شريف فصوص‏الحكم هيچ مطلب علمي جز همين يك مسئله نمي‏داشت، در عظمت شأن وي و كتاب او كافي بود. آنچه كه از اين بزرگوار نقل كرديم، هر كلمه آن خود كتابي است و بسياري از امّهات مطالب اصول عقايد و مسائل حكمي عقلي كه بيان اسرار عده‏اي از آيات قرآني و روايات اهل‏بيت طهارت و عصمت است، بدين اشارات و لطايف كه از كلك اين ابرمرد الهي به تقرير و تحرير درآمد، مبرهن و مستدل مي‏گردد و واضح و روشن مي‏شود.30
مي‏توان گفت: تأثير اين كتاب در سير انديشه معنوي مسلمانان غيرقابل انكار است و سنوات متمادي در جامعه پهناور اسلامي، به ويژه در سرزمين ايران، از جمله كتب مهم درسي در عرفان نظري به شمار مي‏آمده است. ساليان دراز استادان و مدرسان زبردست و پرمايه‏اي با شور و شوق فراوان در حوزه‏هاي علمي و دانشگاه‏ها، در سطوح بسيار عالي، به تدريس و تعليمش پرداخته‏اند. شارحان آگاه و دانايي هم با اعتقاد و ايمان راستين، با نهايت علاقه و دقت به شرح آن همت گماشته‏اند. در نتيجه، آثار كثيري به زبان‏هاي عربي، فارسي، تركي، انگليسي، فرانسه، آلماني، اردو31 و ساير زبان‏ها از افكار او به وجود آمده است. بنا بر گزارش كارشناسان فن، بيش از يكصد و دوازده شرح بر فصوص‏الحكم نوشته شده است32 كه معتبرترين آنها از آنِ افراد ذيل مي‏باشد: سيدحيدر آملي،33 مؤيدالدين جَندي، عبدالرزاق كاشاني، داوود قيصري، عبدالرحمان جامي، عبدالغني نابلسي، ركن‏الدين شيرازي، بالي افندي34 و بالاخره تعليقات ابوالعلا عفيفي.35

محور سوم مخالفان ابن عربی

1- فقها (‌علمای رسوم ) در اثر حسادت و عدم درک حقیقت

2ـ عوام که مقلد فقها یند وتابع شور واحساسات و تعصبات بی مبنا

3ـ حکام که عمدتاً منافع خود را در همراهی  با فقیهان می دانستند تا عارفان

4ـ‌ اندیشمندان دانشگاهی و مشایخ عرفان (‌ماسینیون ، ابن خلدون ، شمس تبریزی )

در ایران اولین صدای اعتراض به ابن عربی از میان فقیهان و متکلمان  برنخاست بلکه از میان عارفان بود علاء الدوله  سمنانی عارف  مشهور  در گذشته به سال 736 درباره ابن عربی گفت«‌مردی  عظیم الشأن  ‌است و عقیده وحدت  وجودی او را رد کرده و گفت « در جمیع  ملل و نِحَل بدین رسوایی سخن کسی نگفته است و چون ونیک بشکافی مذهب طبیعیه ودهریه بهتر به بسیاری از این عقیده »« فصوص الحکم ترجمه محمد علی و صمد موحد ص 40 » در اواخر قرن هشتم یکی از متکلمان بنام سعدالدین تفتازانی در گذشته به سال 792 به مبارزه با ابن عربی برخاست و کتابی بنام «رد اباطیل الفصوص » نوشت

مخالفت ابن خلدون با ابن عربی: در رساله فتوی در پاسخ به سئوالی  در باب فصوص الحکم  اینچنین آمده است « محافظت مردم در قبال  برخی از کتب که عقاید  مهلک وخطرناکی  را منتشر می سازد و نُسخ بسیاری از آن در میان عموم رواج یافته ، نظیر کتب  ابن عربی  مانند فصوص و فتوحات ... در باب اینچنین  کتب و رسائل  و آثاری ؛ باید  هر جا که آنها  را می یابند  بسوزانند ونابودکنند ، یا آنها را در آتش  بسوزانند و یا با آب بشویند ، دلیل این امر، آن است که  عقاید  ویران ساز ایشان  ازهمه کتابها پاک می شود زیرا  به نفع مردم است که چنین عقایدی را نخوانند» « ابن عربی  سفر بی بازگشت کلود عداس ص 187

 لوئی ماسینیون شرق شناس  مشهور نیز مخالفت با آراء ابن عربی  را چنین بیان می کند« ابن عربی با اقدامی  قاطع و بازگشت  ناپذیر ، الهیات عرفانی  اسلام را به وحدت گرایی  التقاطی  قرامطه ، یا اهل ارتداد انتقال داد»‌  همان ص 185  درخواست  سوزاندن کتب ابن عربی درسال 1979 از سوی یکی از نمایندگان  مجلس شورای  مصر وممنوعیت کتب ابن عربی در کشور عربستان  وخرسند بودن آنها که ابن عربی  از آنها نیست « منبع سابق الذکر ص 13 » نمونه دیگری از مخالفت های  تاریخ فقهاء ، فرمانروایان و... با اابن عربی در دوران جدید است.  که از شرح بیشتر آن به دلیل طولانی شدن مقاله  صرف نظر می نمایم.   

 موافقان ابن عربی

 در برابر مخالفان اندک ابن عربی  موافقان فراوان ، جدی و صاحب نامی  در دوران حیات  وی و پس از آن تاکنون وجود دارند و میتوان گفت  که ابن  عربی  هر روز در جلوه های گوناگونی در جهان اسلام باز تولید می شود نفوذ  ابن عربی درمیان علمای تسنن و تشیع را می توان ناشی از « مذهب عشق» است دانست زیرا مذهب عشق مذهب  بی رنگی است . کثرت شارحان  اندیشه های  ابن عربی  و پیروان او به اندازه ای  است که امکان  پرداختن  به آنها در این مختصر نمی گنجد . بنابراین  به نمونه هایی از آنها اشاره می نمایم. در این  میان صدرالدین قونوی  جایگاه ویِژه ای دارد و به ـ‌ جرأت میتوان گفت تالی  تلو تمام و کمال  ابن عربی و آئینه تمام نمای اوست که شرح آن مجالی دیگر می طلبد .

1-  سید حیدر آملی  از علمای شیعه ایران فصوص ابن عربی  را کتابی «‌عدیم المثل  والنظیر مثل القرآن » می خواند و می گوید« دو کتاب  منسوب به پیامبر  است اول قرآن که بر او نازل شده و دوم فصوص که از او صادر گردیده است »   « نصّ الفصوص سیدحیدر آملی صفحه 64»

2-  شیخ محمود شبستری ! شیخ محمود از شخصیت های عارف بنام قرون هفت وهشت هجری است که آثار او به شدت متأثر از اندیشه های  ابن عربی ست او بخش زیادی از عمر خود را صرف تحقیق و تدقیق  درفصوص الحکم و فتوحات مکیه ابن عربی  نمود وگلشن راز  او جلوه ای از اندیشه های  ابن عربی  است خود او در مورد مطالعه  موشکافانه اش  در مورد کتب محی الدین می گوید 

از فتوحات  و از فصوص حِکَم                هیچ نگذاشتم ز بیش و ز کم

3ـ مولوی عارف بزرگ  قرن هفتم از دیگر شخصیت های  معاصر ابن عربی تحت تأثیر اوست . در واقع می توان گفت که رواج اندیشه مولویه  و شاذلیه  بعنوان دو نحله فکری ـ عرفانی  متأثر از مولوی و شاذلی تداوم حیات فکری  این عربی است.

4-  چهل شرح  به فصوص الحکم  نشان دیگری از تداوم  حیات ابن عربی  در دنیای اسلام است. شروح قیصری ،  عبدالرزاق  کاشانی  ، شاه نعمت اله  ولی و... دو شخصیت اول  در واقع  ادامه دهنده آموزشهای عرفان نظری  ابن عربی اند که پس از  آنها ملاصدرا ، ملاعلی نوری و حاج ملاهادی  سبزواری به این آموزش ها تداوم می بخشند.   ملاعبدالرحمان جامی  یکی  از جدی ترین  شارحان ابن عربی  درقرن نهم هجری است که در سا ل896 هجری دو سال  پیش از مرگ  خود شرح  فصوص الحکم  را به پایان رساند.

5-  در دوران جدید نیز شخصیت هایی مانند هنری کاربن ؛ آنماری شمیل، امیر عبدالقادر متفکر الجزایری  قرن  19 و بالاخره  در جهان تشیع آیت ا... خمینی بعنوان موافقان  اندیشه ابن عربی محسوب می شوند که برای نمونه  به اظهارات هانری کربن و آیت ا... خمینی اکتفا می نمایم. هانری کربن می گوید«‌ابن عربی  یکی از نوابغ روحانی  که نه فقط  یکی از بزرگترین  شیوخ صوفیه در اسلام  محسوب میشود بلکه یکی از بزرگترین  عارفان  جمیع   ازمنه بشمار می رود، نابغه کبیر، ابن عربی است که با عرضه معتدلانه  عقاید دینی و معتقدات عرفانی ، منظومه ای را طرح  می نماید«‌ کتاب ابن عربی  سفری بازگشت صفحه 186»  آیت الله خمیتی نیز در نامه  به       گوربا چف رهبر شوروی سابق  درسال 1376 می نویسد« و از کتاب عُرفا بخصوص محیی الدین ابن عربی  نام نمی برم که اگر خواستید از مباحث این بزرگ مرد مطلع گردید تنی چند از خبرگان  تیزهوش خود را که در این گونه مسائل  قویا دست دارند راهی  قم کنید تا پس از چند سالی  از عمق لطیف تر و باریک تر از موی منازل معرفت آگاه

شوند