ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخوییحاشا که چنان سودا یابند بدین صفرادر عین نظر بنشین چون مردمک دیدهبگریز ز همسایه گر سایه نمیخواهیگر غرقه دریایی این خاک چه پیمایی
زیرا به ادب یابی آن چیز که میگوییهیهات چنان رویی یابند به بیروییدر خویش بجو ای دل آن چیز که میجوییدر خود منگر زیرا در دیده خود موییور بر لب دریایی چون روی نمیشویی
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 11:2 توسط سید محمد
|
(خدایا...... غیر از تو کسی ندارم)
زنده دلا مرده دانی که کیست
انکه ندارد به خدا اشتغال
اما: علامه حسن زاده می فرماید: به اندازه نیستی تو هستی حق متجلی می شود
یعنی:
تا تو پیدایی خدا باشد نهان تو نهان شو تا که حق گردد عیان
چون بر افتد از جمال او نقاب از پس هر ذره تابد افتاب